یک عصبانیت شدیدی رو تجربه کردم که نگو..
شمام اینجوری میشین وقتی کامپیوتر احمق میشه؟
امکاناتی که اینجا تو این گروه به دانشجو ها میدند افتضاحه
هیچ کس کامپیوترنداره
همه لپتاپ خودشون رو میارند.
من نیاز داشتم به مانیتور بزرگ تر از لپتاپ ..کی برد و موس
مانیتورو به زور گرفتم . موس و کی برد رو پیدا کردم تو اشغالای آزمایشگاه !!!!
بعد موسم از اون قدیمی ها بود که رول داره زیرش و هی یه جا گیر میکنه دیگه نمیره. اول دبیرستان که بودیم از اون موس ها داشت مدرسه .. میشه حدود ۱۳ سال پیش تو ساری !
کی بردم هم از موس قدیمی تر، خیلی قدیمی، روش کثیفی بسته بود .. همه کلید هاش رو در آوردم بردم خونه شستم که بشه روش انگشت گذاشت
اینا رو از خودم در نمیارم به قران . این امکاناتیه که به من درکشور امریکا در دانشگاه پنسیلوانیا در یک گروه مشهور دادند.
الان شما بگین خودش رفته خارج دوست نداره ما بریم
دوست دارم شما برین جایی که موس و کی بردش اینهمه نره رو اعصابتون اخه
دو ماه و نیم باهاشون روزگار سر کردم ..بعد امروز همین فکستنی ها هم کار نمی کردند . همون موقه ای که کار بانکی آنلاین داشتم ..
رفتم به “منو” یک خانومی که در آزمایشگاه مثلا اسیستانه گفتم میشه یک موس به من بدی ؟
گفت سفارش بده تو لیست خرید.. هفته دیگه میاد.. بدم بهم غر زد که چرا هر چی نداری میای به من میگی؟؟ (اینجا آدم ها تو چشت نگاه میکنن و خیلی جدی غر میزنن )
من عصبانی شدم. خیلی زیاد.. خیلی
بعد همون موقه جمع کردم رفتم کتابفروشی دانشگاه یک موس و کی برد خریدم . زورم میومد براش زیاد پول بدم. همه همه شد ۲۰ دلار .
بعد این موس جدید لیزریه ..خوش حالم ازش.. بسکه سریع حرکت میکنه .. حد ذهنی رو دارین تو رو خدا !
همین خاستم بگم آدم تو دانشگاه های امریکا که میگن.. گاهی از شریف که خوبه .. از زنجان خودمون بیچاره تره ..
Leave a comment