در ایام بعد از تعطیلات

۱- خبر مهم اینکه بلا خره ما هم مجوز گرفتیم بریم ینگه دنیا رو ببینیم.  معلومه که خوش حالیم. کلی هم برنامه
 در این سر ماست. به همه دوستان قول میدم حد اکسر استفاده رو از لحظه لحظه سفر ببریم. قول میدیم که وقت دپ زدن زیاد چس ناله نکنیم. قول میدهیم که دم رفتن خیلی خودمان را آزار ندهیم چرا که میدانیم آدم گهی میشویم در روز های رفتن. 
۲- سفر پراگ خیلی خوب بود، تا الان پراگ قشنگ ترین جای اروپاست به نظر من، (که البته هنوز پاریس رو ندیدم) هم سفر های خوبی هم داشتیم. بعد مدت ها با چند تا آدم خل یک جا افتادیم که هر روز از شدت خنده مارو به زمین مینداختند. سفر اکتشاف های زیادی داشت.. از کنسل شدن هتل مون گرفته در روز رسیدن و ساعت ها گشتن دنبال هتل.. تا رفتن ناگهانی به است* ریپ کلاب و پیاده روی های روزانه و خوابیدن در یک هوستل خیلی خفن که تا وارد میشدی بوی علف از نوع کشیدنی همه جا رو میگرفت. و غذا های جدید و تصمیم ناگهانی من برای رقصیدن با یک عده آدم در خیابان!! من باید سر فرصت بشینم تا فضا از ذهنم پاک نشد یه گزارش کامل همراه با عکس اینجا بنویسم. یادم باشه از ویژه گی های مهم پراگ که تو ذهنم شماره زدم بگم..
چنان از فضای زندگیم در برلین دور شدم که خودم هم باورم نمیشد. به نظرم آدم اگه سالی ۳ تا از این سفر ها با این آدم ها ی پایه بره خیلی جوون میمونه. میگم پایه یعنی خیلی پایه. این هم سفر های من باربا پاپا بودند. هر جور شرایط عوض میشد اون ها هم عوض میشدند. بعد هم از هر سختی چنان جک میساختند که تا ساعت ها بساط خنده جور بود. اصلن دوست نداشتم برگردم! جای همه دوستان خالی بود مخصوصن رضوانی که هی یادش بودم.
۳- پسره امروز صبح رفت پرتقال برای یک سفر علمی ۵ روزه ! خیلی دلگیر این بودم که وقتی اون میاد من باید کم کم جم کنم برم. اصلن به نظرم این غیر منصفانه است. حالا البته که من کلی کار دارمکه میتونم سرم رو باهاش گرم کنم تا اون برگرده.. ولی کلن پروسه دور شدن یه جورایی شروع شده..
۴- امروز یک ناهار خوب خوردم. یعنی خیلی خوب. این خوشی هایی که هست رو آدم باید یک جا بنویسه تا یادش نره. ناهار برنج بود و گوشت گوساله که به سبک کله پاچه پخته شده بود با سالاد
۵- من در سفر که بودم بسیار آدم آسان گیری شده بودم و خوش بودم کلن. بعد که برگشتم تصمیم گرفتم در  یک آشپز خانه کار کنم و پشت میز بار بایستم و مشروب سرو کنم. البته همیشه میدونستم یک روز این کار ها رو خواهم کرد اما الان داشتم فک میکردم وقتی درس تموم باشه همیشه یک وقفه ۲-۳ ماهه ممکنه پیش بیاد تا آدم کار پیدا کنه و من میتونم در این مدت برم این کار ها رو بکنم که از پس حد اقل خرج ها بر بیام و یک مدت کار بدنی کرده باشم.
۶- باید اون گزارش هفته پیش رو تموم کنم.

One response to “در ایام بعد از تعطیلات”

  1. سلام تاتا ای ولللللللل!! بابا کارت درسته… می دونی مثلا همین آرمیتا سه دفعه برای ویزای اینجوری گرفتن تقاضا داد( توی سه سال)‌تا شد؟ خیلی عالیه که درست شد که…یه نگاه به زندگیت بنداز!! پر از هیچانه. مدیونی اگر حوصلت یه وقت سر بره.دلم خیلی برات تنگ شده. تو از اونایی که هر جای دنیا که بری من به دوستات حسودیم می شه.

    Like

Leave a reply to Anonymous Cancel reply

Design a site like this with WordPress.com
Get started