-
ممنونم از خودم ممنونم از تو هم خوب باشه خدا، از تو هم ممنونم. اشکالی نداره اگه معلم آلمانی امروز هرچی پرسید من با دهن باز بهش نگاه کردم و اون kevin آمریکایی بهم خندید. خوب همه یه وقتهایی دهنشون باز میمونه.. صدا از توش در نمیاد اشکالی نداره اگه امروز دیر بیدار شدم و…
-
اگه یکی خواست برنامه یی مشترک بریزه با من!! حتما اول برنامههای شخصیمو در نظر میگیرم. چت کردن با سمانه ، سیامک، فرزانه و سایر دوستام بخشی از همون برنامههای شخصیه. من دوست ندارم آرامش شخصی م بهم بخوره! 😦
-
I feel sorryI dont know what to say.I feel sad and want to suppress it…it is not true..not another death
-
هیچیم نیستا، خوندنم نمیاد. چرتی زدم که نگو.. بزور چند تا مفهوم جدید فرو کردم تور سر خودم! خوابم اومد، از دست سیامک عصبانی شدم، گشنم شد.. سردم شد.. هرچیم شد که کم بفهمم، اما من سر انجام پیروز شدم و فهمیدم برنامه نویسی شی گرا چجوری. اما نکتهٔ ناراحت کنند این بود که بعدش…
-
از اونجایی که من مهمترین کارهای زندگی رایانه ییام رو به زبان فارسی عزیز انجام میدم، چشت دراد هینریش ، هرچقد هم که به مانیتور من نگاه کنی نمیفهمی چیه.
-
to tekh
میخواستم برات جداگانه بنویسم عزیزم، میگم عزیزم یعنی واقعا عزیزم. یعنی دلم برای تو تنگ شد همون لحظه که ازت خدافظی کردم جلو خونه عموم، پیش بچه ها.. احساس سر گیجه بهم دست میده یاد خداحافظی که میفتم… چقدر روز آخر کنارم بودی، چقدر خوب که تنهام نذاشتی. چقدر خندیدم از دستت.. شوخی کردنتم خیلی…
-
من هنوز سبزم
سلام من برگشتم، هنوز شادم، هنوز پوست تنم از خوشی پره، هنوز سردرد خلأ نیومده سراغم، من وارد مرحلهٔ جدیدی شدم که وقتی آدمها برای بار دوم به یک مکان کاملا جدید میرن واردش میشن. امروز رفتم یک تستر و یک آب جوش بیار خریدم به همراه بالش و پتو، اتاق جدیدم اینا رو نداره.…
-
“من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هشیار است” یه جور خوبی خوشم، شادم .. از شدت خوشی سرگیجه میگیرم… .یه لحظه تو روز به خودم میام میبینم رنگها پرنگ ترن.. مستم… دارم میرم خونه..
-
هر بار میرم خرید بچهها رو تو سبد خرید میبینم کلی بهشون حسودیم میشه
-
نوشتنم میاد. دلم تنگه امشب.. حتا برای بابا که وسط خوابیدنم زنگ زده بود هم دلم تنگ بود.. بابا که زنگ زد من خوب شدم! آدم چقدر عوض میشه وقتی کلا دلش تنگه دلم برای میدون ونک تنگه، برا تاکسی گرفتن.. برا توی خیابون انقلاب ساری راه رفتن.. برای خونه مامانی دلم تنگه. درست یک…