-
tonight
فک کنم واقعا میشه که آخر یه روزی که به نظر بد میاد خوب بشه.. من بعد اینکه اون پست رو نوشتم و قبل اینکه کارم رو شروع کنم دست به یه کار بزرگ زدم. آدرس کلاسای ورزش دانشگاه رو که یه جا قایم کرده بودم در آوردم و قبل اینکه به خودم اجازه بدم…
-
this afternoon
* گاهی فک میکنم که همش دارم مطابق ایده الهای بقیه رفتار میکنم. فک میکنم که منصفانه نیس.. مگه چند سال وقت دارم؟ ** یه روزایی هست که جلو چشت اتوبوس به دلیل ۱۰ ثانیه تاخیر میره، ۱۰ دقیقه باید وایسی واسه بعدی، پست نامه مهمتو به خاطره یه اشتباه کوچولوی تایپی بر میگردونه، هوا…
-
امروز منو گول زد، صبح که پا شدم ساعت ۷:۴۰ بود خواستم بخوابم که یهو صدام کرد گفت ببین چقدر آسمون آبیه.. حیف نیس بگیری بخوابی.. بد دیدم راس میگه.. آسمون اینقد آبی کم گیر میاد.. پا شدم دوش گرفتم.. لباس پوشیدم.. وسط صبحانه بیرون رو که نگاه کردم دیدم هم چین ابر گرفته که…
-
صبح دوشنبه همه آدمهایی که ساعت ۹ به زور از خواب پا میشن بخیر.. حالا من هنوز بعد از یه صبحانه نصف نیمه گرسنمه و میخوام خودمو به یک چایی اول وقت دعوت کنم. دیشب تا ساعت ۳ صبح داشتیم بحث میکردیم با نرگس.. من ضمن بحث داشتم به این فک میکردم چرا آدمهای دور…
-
Life is Life
اینجا هوا عالیه امروز، خیلی حیفه که نگم وسط زمستون اگه یه روز بتونی بی کاپشن بیای بیرون چقدر لذت بخشه..تو راه احساس کنی خیلی خوشتیپ هستی و به به که پرندهها دارن میخونن و چه آفتاب خوبیه.. سلام آقا شما هم دارین از روز لذت میبرین؟ تازه اونقدر دیر بیای که همه رفته باشن…
-
************ تو بارون که رفتی شبم زیرو رو شد یه بغض شکسته رفیق گلو شد تو بارون که رفتی دل باغچه پژمرد تمام وجودم توی آینه خط خورد هنوز وقتی بارون تو کوچه میباره دلم غصه داره دلم بی قراره نه شب عاشقانه ست نه رویا قشنگه دلم بی تو خونه دلم بی تو تنگه…
-
-
:)
یه وقتهایی دوست دارم بشینم واسه خودم آهنگ دامبولی گوش کنم، وسط کارا، وسط شلوغی ها دوست دارم میدونی تا وقتی همزبونی یه عمریه باهاتم عاشق یک نگاتم.. مرسی سمانه و سیامک که دیشب رفتم زود خابیدم، با اینکه صبح باز دیر پا شدم اما عذاب وجدان نداشتم که من کم کاری کردم. تازه مرسی…
-
-
تناسخ
خانوادهام همیشه قویترین انگیزه رو به من داده، برای درس خوندن، جلو رفتن، برای گسترش مرزهای زندگیم.. نه برای اینکه زحمت هاشونو جبران کنم.. یاا اینکه احساس کنم آنها رو اینطوری خوشحال میکنم.. یه بار به شوخی به دوستی میگفتم، گاهی حس میکنم مامان بابام میشینن نصف شبا که هممون خوابیم، با هم نقشهٔ میکشن…