-
میخام اینجا یک چیزی از عمق ته وجودم بگم که سطحی نباشه .. چزی به ذهنم نمیرسه ولی
خوابم میاد .. پس خلاصه امروز رو میگمصبح با فرزانه حرف زدم. بعد از ظهر تو یک برنامه ای که برا ورزش بانون تدارک داده شده بود شرکت کردم که خوش بختانه ورزشی در کار نبود .. همه آدم های شرکت کننده زن های ۴۵-۵۰ ساله به بالا و تنها بودند .. باهاشون حرف زدم.. همشون…
-
پوزش می تلبیم
من نیم فاصله رعایت نمیکنم. غلط املایی زیاد دارم. سر هم و جدا نویسی رو رعایت نمیکنم بیشترش به خاطر اینه که از نرم افزار های بهنویس یا گوگل واسه نوشتن استفاده میکنم. و تایپ فارسیم خوب نیست املای بعضی کلمه ها رو بلد نیستم اما خود کلمه رو دوست دارم استفاده کنم، حوصله ندارم…
-
تصمیمی برای همه فصول
تصمیم می گیرم تصمیم گرفتن رو دوست دارم هر تصمیم جدید فارغ از اینکه اجرا کنمش یا نه به من شوق شروع میده وقتی حالم بده ازکاری که کردم.. تصمیم می گیرم که دیگه اون کار رو نکنم حالم بهتر میشه لا اقل یکمی امیدوار میشم که دفعه بعد این اشتباه رو نمی کنم
-
با اعصاب قوی تشریف بیارین امریکا درس بخونین
یک عصبانیت شدیدی رو تجربه کردم که نگو.. شمام اینجوری میشین وقتی کامپیوتر احمق میشه؟ امکاناتی که اینجا تو این گروه به دانشجو ها میدند افتضاحه هیچ کس کامپیوترنداره همه لپتاپ خودشون رو میارند. من نیاز داشتم به مانیتور بزرگ تر از لپتاپ ..کی برد و موس مانیتورو به زور گرفتم . موس و کی…
-
حال دل با تو گفتنم هوس است
دیشب دوباره رفتم اونجا. دخترک داشت میرقصید لیوان شیرین قرمز نوشیدنیش تو دستش بود.. لباس هاش همه پسرونه . بی هیچ حرفی رفتم باهاش رقصیدم یادش بود منو گفت پایین دیدمت برای من زیادی خوب بودی حرف زدیم خندیدم . بوسیدیم گفتم بیا یه قدمی با هم بزنیم گفت تصمیم با تو . من پایه…
-
عاشقانه
دامن های کوتاه من از شیطنت نگاه های تو خالی اند شنبه صبح های تو از هیاهوی بیدار کردن های من
-
اصلاحیه
دیشب با دوستمون خیلی صحبت کردیم و خیلی پیاده روی کردیم تو شهر . وسط حرفهاش ازقان کرد که منظورش از “ایال ” همون دوست دخترشه.اینو که مینویسم حس بد فضولی تو کار دیگرون بهم دست داده اما برا اصلاح پست قبلی که گفتم ازدواج کرده .. لازم بود اصلاح کنم
-
تصادف
-دو روز پیش نشسته بودیم تو سالن با نوریا ناهار میخوردیم. یهو دیدم یکی به من زل زده و میگه. ااااا تو اینجا چیکار میکنی!! رو قیافه ادمه تمرکز کردم. آشنا بود.. قبل اینکه یادم بیاد کیه و استدلال کنم.. دهنم باز شد و گفتم اه نوید دیانتی .. این تویی؟ و بعد هیجان از…
-
دو روز در بوستون
الان نشستم تو آفیس و یک یاداشت محبت آمیزی از یک فرد ناشناس دریاف کردم که گفته دلش برام تنگ شده سر صبحی نیشم باز شد . فک میکنم کار نینا همون دختر کارشناسیه است که با دیگو تابستون کار میکنه اهم. از سفر بگم. من رفتم دیدن بوستون ودوست هام. موفق به دیدن چند…
-
باز آمدیم
برگشتم خونه اتاقم صدای موش میده مطمئنم ی جایی همین دور و بر موش هست، ۲ تا شون تو آشپز خونه افتادند تو تله خسته ام در حد زیاد .. اونقد که جون ندارم تعریف کنم چجوری بود سفر همش خیلی خوب بود اما فقط ۷ ساعت راه تو اتوبوس خیلی کسل کننده بود حالا…