-
میان ماندن ورفتن حکایتی کردیم*
امشب از اون شبهای زندگیمه که کند میگذره همه دقایقش.اینجا دارم دوست پیدا میکنم. با نیشا و نوریا حسابی اخت شدم. یعنی میتونیم بشینیم باهاشون ساعتها غیبت کنیم یه جوری که انگار ۴ ساله هر روز این کار رو کردیم. عاشق غیبت کردن شدم! یعنی کافیه یکی رد شه .. سریع میگیم گاسیپ تایم. راضیم!…
-
مردان پر تلاش آفتاب سوخته
این برادران کارگر اینجا، اینایی که رو ساختمون کار میکنن.. همشون انگار از تو بدن سازی امدن. یه لباسای نصفه نیمه یی هم میپوشند و عضلهها رو میندازند بیرون و طبعا در اثر کار زیر آفتاب پوستشون هم میسوزه. قیافههای اکسرشون تو مایعهای ستارههای هالیووده. بلوند و میان سال و هات..مثال برادرمون جورج کولونی. همیشه…
-
کدومو باور کنه؟
دخترک چشمانش رو از آدمها گرفت و به سینه باباش فشار داد. بغل بابا بزرگ بود و سفت بود امن. هیچ کس جرات نداشت بهش صدمه یی بزنه تو اون بغل..چرا پس هر شب خواب میدید که گم شده تو تاریکی غروب و یک مرد غریبه مچ دستشو میگیره و ترسناک میخنده و هر چی…
-
دوران نقاهتِ پس از اخر هفته گذشته که خیلی افتضاح بود
بخش ۱- چس ناله ها: حذف شد. بخش ۲. تصمیمات:اما حالا تا اینجا هستم..کلی کار دارم با خودم. یک عالمه برنامه دارم تو این کله ام. تصمیم گرفتم تا پایان این مدت ۶ ماهه تلکیفم رو با زندگیم و اینکه میخوام چه کارایی کنم روشن کنم. حد عقل یک چند تا کار گنده رو برنامه…
-
پرفسور دیشر
استاد اینجا اقاییه که جوون به نظر میرسه یه چیزی حدود ۴۰-۴۵ ساله، اما فکر میکنم قیافش جوون تر از سنشه، حالا بگیم ۴۸ ساله..استاد اینجام ۵ تا بچه داره که با چیزی که ما از زندگی مدرن شنیدیم در تضاد ه. آدمهای مدرن بچههاشون تعداد شون کمه. روایتی است که میگه این استاد ممکنه…
-
رهایی
خوابم میاد، نیمه شبه و من هنوز بیدارم. امروز در سکوت گذشتطاقت ندارم باهم قهر کنه. طاقت ندارم وقتی خداحافظی میکنیم برام دو نقطه ستاره نفرستهطاقت ندارم به خاطر کاری که کردم بام دیگه مثل همیشه نباشه..من بلد نیستم قاطع باشم. هیچ وقت یاد نگرفتم. و این دفعه تو زندگیم میخوام یاد بگیرم.دعوایی که باید…
-
روح آرام
🙂 پیرهن سبز وگلی بر تن گردنبندی از الماس سبز برگردن قابی از تصویر بوسیدنمان دریک دست نامه اش دردست دیگر را چند بار خواندم * گزارش های نیمه کاره ی به تعویق افتاده ی بخشیده شده امروز خواب خوش بدون سایه های ترسناک دیشب ( دراتاق خانه تازه ام که دیوار های صورتی وسفید…
-
مای لایف
نوشتن به معنی گفتن اینکه من همیشه شادم و زندگی ام پر ازماجراهای شادو هیجان انگیزه.. نیستنیست خدا که پنهون نیست شما پنهون نباشید.. زندگیم چند روزه فرقی با یک دریای طوفانی ندارههه اصلا این طوفان ایرین راست اومده تو مغز من دیشب رفتم خونه یکی از دوستای گی ام که شب طوفانی تنها…
-
طوفان ایرنه
مثل اینکه قضیه طوفان جدیهاز ساختمون دانشجوهای اینتر نشنال ایمیل زدن که ازخونه بیرون نرید این آخر هفتهحمل و نقل عمومی هم کار نمیکنهسرعت باد خیلی زیاده و ممکنه به ۵۰ مایل بر ساعت برسه (مایل ازکیلومتر بزرگتره )درخت ها رو میتونه بکنهاینا رو ول کن.من غیر از اینها حالم خوب نیستتنهایی آخر هفته و…
-
روزی هم چون روز های دیگر
برخواستن خوردن نشستن کار کردن خوردن ریدن کارکردن راه رفتن کار کردن خوردن ریدن نوشیدن خوابیدن