-
چی بگم
حال بابام خوب نیس.. زنگ زندن بهم.. گفتن زود بیا.. سکته سوم . کما ..جهانم متغیر شد . استدلال هام.. انتقاداتم .. همه همه نوع نگاهم به زندگی وقتی اونو اونجوری خوابیده رو تخت وصلبه اکسیژن دیدم .. وصل به زندگی .. با یه شیلنگ سفید بابام.. همیشه سالم قوی ..همیشه پر حرف ..ول کن..…
-
سرما
توی سرما خوردگی و سرفه های آدم های ۴۰ سال سیگاری و خلط و سردرد و لرز و لوسی گم ام ..دارو دارم یه کیسهیک گزارش دارم که هیچ جور حتا مرگ هم نمیتونه تاریخ اش رو تغیر بده و خوش بختانه چیزی ازش نمونده، اما خوبی اصلی این گزارش اینه که حواسم رو از…
-
پس خوبم حتما
آروم تر شدم .. بعد از همه کولی بازی ها و غرها و بهونه گیری ها قد یه جونه کوچولو ریشه زدم پسره ۲.۵ روز رفت سوییس .. دل رو هم برد.. من سرمای بدی خوردم که هم زمان نبودن پسره افتادم تو رخت خواب . هی دلم میخواست باشه مراقبت کنه.. دلم تنگ شد.. لوس…
-
از برلین صدای ما رو می خونید
برگشتم خونه.در تمام روزهای ۱۰ روز گذشته که خونه بودم دنبال خودم میگشتمانگار زندگی من تا روز برگشتنم برنامه ریزی شده بود و من هیچ تصویری از بقیه اش برای خودم نساخته بودم. از وقتی رسیدم پیچیده شدم در محبت های پسره .. در محبتهایی که از گلدون های جدید پشت پنجره تا میوه های…
-
ما در این روز های دلواپسی
روز ها دنبال همدیگه میدواند. امروز ۹ نوامبر= ۱۸ آبان بود ! آبان .. چه کلمه خوبیه .. دارم باور میکنم هر موقع فکر کردم اوه تا “فلان موقع” خیلی مونده کافیه یک ساعت غافل بشم از انتظار کشیدن و سر گرم کار دیگه ای بشم که زمان مثل برق و باد بگذره و فلان…
-
short jurney
چند تا حرف دارم بگم و برم اتاقم. الان تو هال نشستم.. چون تو اتاقم اینترنت ندارم ۱- از وقتی میدونم زندگی و مرگ دست خدا نیست و تاریخ تموم شدن زندگی یک آدم از وقت تولدش مشخص نشده معنی چیزا برام فرق کرده.. میدونم اگه کسی رو نکشند زنده میمونه و تا مدت ها…
-
اون شبی که آروم نمیگرفتم
نمی دونم چی میشم نمی دونم چم میشه که این قد ضعیف میشم .. اینقد متوقع میشم .. آیا هنوز آدم هایی در سن و سال من گند میزنن ؟ اون هم گند های زایه!! نمی دونم چرا اون همه احساس میکردم که باید حرف بزنم.. اون همه نا امن بودم شاید دیگه باید برگردم …
-
اون شبی که رفتم سینما -یک
۰ رفتم فیلم دیدم دباره یاد گرفتم شب هایی که دلم گرفته برم سینما بلیت بگیرم برا هر فیلمی که اون ساعت پخش میشه آگهی فیلم “شرم” رو تو روزنامه خوندم .. رفتم که ببینمش .. بلیطش تموم شد . گفتم .. آقا قربون دستت خوب بلیت اونیکی فیلم رو بده ..گف کدوم.. گفتم بعدی…
-
شب جهان
کاش دنیا در یک صلح ابدی فرو بره وقتی شما چشماتون رو می بندین و شب میشه ..و میخوابید چه قدر سخته که مرده باشی..در بهشت بسر ببری.. و دستات به دنیای زنده های در عذاب نرسند..
-
کدو حلوایی
شما میدونستین چرا اسم کدو حلوایی کدو حلواییه؟؟ من که نمیدونستم تا وقتی پامپکین پای رو خوردم. پای مزبور یک کیکه که از کدو حلوایی میپزن و مزه اش با حلوای خودمون هیچ فرقی نداره .. من اولش که خوردم فک کردم اینا چرا حلوا دارن..حلوا یک چیز ایرانی ترکی مدل ایستیه .. بعد دیدم..…