-
دوام کو ؟
اضطراب دارم.برای کار هام. برای این زندگی که هی با خودم فک میکنم شاید خیلی بی معنی تر از این حرف ها بود .. شاید نباید جدی میگرفتمش از اولبرای اینکه نمیرسم و نگرانم .برای اینکه باید شروع کنم به نوشتن تز . و نمی خوام.نمی خوام که از اینجا برم .چرا همه چیز اینقدر…
-
بعد از اسباب کشی و پوکر و شلم
دوست دارم برگردم روزمره هام رو بنویسم . دلم برای خودم تو نوشته هام تنگ شده .به دلتنگی برای بابا عادت کردم . گفته بودم با قم شدید نمیتونم زندگی کنم. باید چیز آرومی از توی غمم در بعد تا من آروم بشم .با پسره به طور آرامی زندگی میکنیم . قانون اینکه سر دلگیری هام…
-
جمعه
آرومم حتا میتونم بگم خوبم .ته دلم یک چیزایی سبز شده . شاید های خوبی دوباره اومده.. یک تئوری هم دیشب موقه ظرف شستن دادم. اینکه اگه آدم آرامش بخاد کافیه به طور جدی چیزایی که آرامشش رو سلب میکنن از میون برداره. بعضی هاش رو باید با جون کندن برداره بعضی هاش کلا برداشتنی نیستن…
-
الف . من فهمیدم که گاهی وقتی بدم کمتر مینویستم. امروز صبح بیدار شدم در حالی که دیشب بعد مدت ها برای اولین بار خواب مرگ بابا رو ندیدم. هر شب .. با اینکه در تمام روز حالم رو خوب نگه میداشتم شب خواب میدیدم که بابا مرده با غم عظیمی که مرگ (نابودی مطلق…
-
این وسط
دلم عشق یک زن میخاد. عاشق زن بودن فرق داره با عاشق مرد بودن. عاشق زن بودن تورو قوی و حمایتگر میکنه .. عاشق مرد بودن فضایی رو در زندگی تو باز میکنه که تو تحت حمایت قرار بگیری .. در عاشق زن بودن رو تک تک قدرت های تو حساب میشه .. در کنار…
-
یک ۴ شنبه ای یک ماه بعد از مرگ بابا
هر روز میگم حالا یکم صب کن، بعد مینویسی .. از مشاهده هایی که میکنم میفهمم حالم خوب نیست . یعنی به طورزیر پوستی خودم رو تحت نظر میگیرم، عجیب شده ام. با هر کی که برخورد میکنم آروم و کمی لبخند به لب و خانوم و نرمال هستم .. غیر از پسره .. بعد…
-
نو تایتل
روزهای بدی گذشتند. این مدت بد ترین قسمتش نداشتن حریم های شخصی ام بود . جایی که اگه دلم خواست راحت حرف بزنم و داد بزنم یا دعوا راه بندازم .. یا حتا راحت گریه کنم.. این دو هفته مدام انگار مهمونی بود . با تمام کسالت هایی که آدم ها تو زندگی شخصی شون…
-
۶ روز بعد
تو این حال و روز که به قول شری مثل روزگار بعد از سیل میمونه یک چیزی عمیق آرومم میکنه . اونم واصل شدن به روز مره های دیگرانه .. به اینکه وبلاگ دوستان و آدم ها رو میخونم و حس میکنم که یک جایی در یک گوشه جهان زندگی ادامه داره . شاد ،…
-
پس از باران
امروز صبح با شکم درد از خواب پا شدم .سردیم کرده بود. قریب به یک ساعت تو دست شویی نشستم . بعد حموم گرفتم و بعد دست شویی دوباره.. اسهال .. ای ی ی .. . بعد فهمیدم علت این همه درد موقع جیش کردن عفونت ادراری میتونه باشه ..چند روزه آب نمیخورم .. همیشه…
-
از امروز صبح
از حجم روزهای من یک تلفن و یک صدا کم شد رفت