یک حالت تازه ای برام اتفاق افتاده .
چند شبه خوابم نمیبره. یعنی خسته ام اما یک اضطرابی دارم که تا میام برم تو تخت انگار همه اتفاق های مهم جهان در اینترنت شروع به افتادن میکنند و من باید این کامپیوتر رو روشن بزارم کنارم . بعد هر بار که از شدت بیخوابی بی جان میشم و میام که بمیرم یک صدایی در درون من شروع به حرف زدن میکنه و میگه نه نه نه نخواب ، ببین اونجا رو تو اینترنت.. نخواب دیگه ..
خیلی حالت رنجوری دارم. احساس علیل شدن میکنم . یعنی از دست اون صدای ته ذهنم به حالت عجز در اومدم .
آخرش دیگه امروز صبح قبل خوابیدن نشستم و نوشتم.. آدم نباید از خودش فرار کنه، من از خودم فرار می کنم اخیرا ها ..
خیال خواب خوب روزهای تند و بدو بدو ی دو ماه پیش رو دارم …
حس جان نش رو دارم در فیلم ذهن زیبا که با حقیقت خیالی بودن آدم هایی که باهاشون حرف میزد مواجه شد.
دقیقا همون .
دقیقا همون .
Leave a comment