گفتی که نترسم و بمونم .
گفتی که همه تنهایی هام رو هم میتونم تو بغل تو جا کنم..
گفتی که نرو
گفتی که همه تنهایی هام رو هم میتونم تو بغل تو جا کنم..
گفتی که نرو
به خواب هات لبخند میزنم.
به آواز خواندنت در حمام
و به عادت کردن
من لبریز از تردید ام
لبریز از دوگانه گی
آیا کسی امنیت زندگیشو
فدای زل زدن تو چشمان ترس هایش میکنه ؟
آیا کسی حاضره
از روی جزیره سبز امن اش
پاشو برداره
و
محکم بگذاره
تو اقیانوس بی انتهای ناشناخته
“اه ای یقین گمشده”
“ای ماهی گریز “*
بیا برگرد به حوضچه کوچک زندگی من
*معلومه که از شاملو
Leave a comment