رفتم فیلم دیدم دباره
فیلم راجه به یک بچه دزد بود که زندگی بیرونش خیلی عادی بود.. از دید آدم های اطراف یک آدم معقول بود با شغل نرمال .. بین آدم ها زندگی و کار میکرد.. اما یک بچه رو زندانی کرده بود تو خونه و آزارش میداد ..
بهترین قسمت فیلم اونجایی بود که نشون میداد کودک آزارها (یا بیماران جنسی ) بین آدم های معمولی زندگی میکنند. آدم های خوبی اند حتا ممکنه دوستان ما باشند. آدم بزرگ ها حتا شک نمیکنند که ممکنه این آدم کودک ازار باشه . اینجای فیلم عالی بود
بار ها شده وقتی صحبت از آزار جنسی زن ها (یا کودکان) در خیابون میشه دوستان پسر/مرد ما با چشمان خیلی متعجب به صحبت های ما گوش میدند و فکر میکنند قصه های ما زن ها از دیدن آلت بیرون آقایون در خیابون یا تو ماشین ویا هزاران نوع دیگه تجاوز خیابونی و فامیلی من در آوردیه ..حتا یک وبلاگی بود که زن ها تجربه های آزارهای جنسی رو مینوشتند ودسته ای از مردها کامنت های خیلی خیلی نا جوانمردانه ای در انکار اون تجربه ها و ساختگی بودن اون ها گذاشته بودند ….
نکته همینه که این آدم های مشکل دار بین اقوام و دوستانشون زندگی ظاهرا نرمال و معقولی دارند و حتا زحمت زیادی میکشند تا راز بیماریشون رو پنهان کنند، و میبینیم که خیلی هاشون موفق هم هستند.
راستش یک نمونه اش رو به چشم دیدم.. و دیدم که این آدم چه تلاشی میکنه تا رازش به عنوان یک کودک آزار فاش نشه ..
۲
بی ارتباط به مطلب بالا
حالم بده .
قلبم درد میگیره..
کاش بچه ها زود تر بزرگ شن…
گاهی آرزو میکنم کاش همه چی زود تر تموم شه ..
همه زندگی های ما ..
Leave a comment