برای پسره در پرتقال ! (سطح احساس !)

 این هم تقدیم به پسره که رفته پرتقال و من اینجا تنها شدم. حالا شاید اینو براش بخونم زود برگرده. 
روزای سخت نبودن با تو،
خلا امید و تجربه کردم
داغ دلم که بی تو تازه می شد، 
هم نفسم شد سایه ی سردم
تورو می دیدم از اون ور ابر ها،
که می خوای سر سری از من رد شی
 
آسمون و بی تو خط خطی کردم،
چه جوری می تونی اینقده بد شی
چه جوری می تونی اینقده بد شی
 
سکوت قلبت و بشکن و برگرد، 
نزار این فاصله بیشتر از این شه
نمی خوام مثل گذشته که رفتی..
 دوباره آخر قصه همین شه

روزای سخته نبودن با تو،

دور نبودنت و خط کشیدم
تازه م
ی  فهمم اشتباهم این بود
 چهره ی عشقم و غلط کشیدم

عشق تو دار و نداره دلم بود،
اومدی دار و ندارم و بردی
بیا سکوتت و بشکن و برگرد،
که هنوزم تو دل من نمردی
 که هنوزم تو دل من نمردی
البته غرض فقط آهنگش بود. گفتم غزلش رو هم اینجا بنویسم. 
شما هم اینو نخونین برین آهنگش رو گوش کنین.

Leave a comment

Design a site like this with WordPress.com
Get started