نمی رم.. نمیخوابم.. نفس نمیکشم.. تا وقتی تو اینجا کنار من هستی..
من از صبح تا الان ۵ بار این آهنگ رو گوش دادم.. الان بار ۶ امه..
کار دارم.. کار دارم و حالت انسان ترسیده یی رو دارم که مغزش از ترس از کار افتاده.. دیدی وقتهایی که میخواستی تقلب کنی.. با اینکه جواب رو تا حدودی یادت بود ولی چون اون تیکه کاغذ تو جیبت بود دیگه مغزت یادش نمیومد..
احساس میکنم از نگرانی ارائه یی که دارم مغزم از کار افتاده.. فک کنم دیگه دارم برا این کارا پیر میشم..
مساله اینه که هی فک میکنم کاری که آماده کردم خیلی خیلی کمه.. چون همشو در ۲ روز انجام دادم..
بگذریم..
برم..
Leave a comment